موفقیت… واژهای ست که در دهان همه شیرین است، اما در قلب انسان معاصر شوری تلخ بر جای میگذارد.
ما از کودکی یاد میگیریم که بالاتر برویم، سریعتر بدویم، بزرگتر دیده شویم.
اما هیچ کس نمیگوید قیمت هر موفقیت چیست، و چه چیزی در مسیر شکست میرود: روح، آرامش، صداقت با خود.
در این جهان مدرن، موفقیت یعنی دیده شدن.
نه برای اینکه کاری ارزشمند کردهای، بلکه برای اینکه دیگران تو را تأیید کنند، لایک کنند، به نامت افتخار کنند.
و ما، آدمیان، گاه حتی نمیدانیم که چه چیزی را میجوییم، فقط میدویم، با قلبی که خسته و پوک است، در مسیری که پایانش تنها سکوت است.
موفقیت، برای ما، نه آرامش است، نه شادی؛
موفقیت، آینهای ست که تمام خلأهایمان را نشان میدهد.
هر گامی که برمیداریم، ما را به یاد چیزهایی میاندازد که از دست دادهایم: لحظهها، انسانها، خودِ از دست رفته.
و وقتی بالا میرسیم، هیچ چیز در دست نیست. فقط ارتفاعی ست که تنهایی را بیشتر حس میکنیم.
انسان معاصر، هر چه پیش میرود، بیشتر درمییابد: موفقیت، نه یک هدف، که یک توهم ست.
یک چراغ سرد در مهی بیپایان، که هر چه به آن نزدیک میشوی، بیشتر دور میشود.
و ما، تنها، با دستان خالی و قلبی زخمی، ایستادهایم و میپرسیم:
آیا این ارزشش را داشت؟
آیا من هنوز خودم هستم، یا فقط سایهای از آنچه جهان میخواست باشم؟
موفقیت، حقیقت تلخ انسان معاصر است:
او را بالا میبرد تا سقوطش را تلختر کند.
او را نشان میدهد تا پوچیاش را بیشتر حس کند.
و در نهایت، تنها چیزی که میماند، آینهای ست که بیرحمانه، صادقانه، تو را به تماشا میگذارد.
امین جالینوس زاده